مطالعه، یا …؟
جمعه, فوریه 23rd, 2007حدود دو هفته پیش، کتاب “نقد گفتمان دینی” را به همراه دو کتاب دیگر درباره شیعه خریدم. درباره حامد نصر ابوزید، و طبعا، این کتابش، تقریبا اطلاعی نداشتم؛ جزء موارد توصیه شده بود فقط.
کتاب به حدی غیردقیق و غیرکارشناسی و از نظر من، سطحی و از روی بی سوادی نوشته شده بود که مدام خودم را برای خریدش سرزنش می کردم.
از طرفی دیگر، مدتی بود که این دغدغه که زیادخوانی هم شاید آفتی برای فهم و کسب معرفت باشد، ذهنم را مشغول کرده بود و در کلنجار یک تصمیم بودم.
یک هفته پیش، آن کتاب کذایی را برای دانشمندی بردم، بیشتر از این جهت که با او در میان گذاشته باشم که بیا و ببین چه خبر است و چه نویسنده هایی دارند به عنوان پرچمدار اسلام شناسی مدرن مطرح می شوند.
در آخر صحبت، به این مضمون گفت: نمی دانم چرا فکر می کنم این حرف را باید بزنم، اما آقای طاهری، همه چیز مطالعه نیست!
تیر خلاص را خوردم؛ به قول معروف، شاهد از غیب رسید!