العاقل یکفیه الاشاره
جمعه, سپتامبر 18th, 2009اثبات فرض، هنر چشمگیری نیست. نتیجه گیری از لافرض هم، به همان میزان تلاشی بیهوده است. اگر من در چارچوبی می اندیشم و از آن نتیجه ای می گیرم، این نتیجه وابسته به همان چارچوب است.
گاهی بعضی نکات چنان بدیهی است و چنان برای اقناع طرف روبرو، اغوا می شوم، که این مبانی ساده را فراموش می کنم. این، بیش از هر چیز در مورد دوستانی که بدیشان تعلق خاطر دارم اتفاق می افتد، و من به گمان اینکه با یک اشاره ایشان را هم از خطایی فاحش می رهانم، به خودآزاری می افتم.
این تجربه ها، من را به این نتیجه رسانده که بحث در چارچوب های ناهماهنگ بسیار بی نتیجه است. حرص اقناع و استدلال اگرچه همیشه وسوسه انگیز است، اما فرصت کوتاه و اندکم را می گیرد و نهایتا من را با این سوال مبنایی مواجه می کند که آیا مسئولیتی در قبال چنین افکاری دارم یا نه، و اگر دارم، به چه میزان؟
واقعیت آن است که عملا چنین مسئولیتی را اگر هم پیش از این برای خودم قائل بودم، الان به میزان زیادی نظرم تغییر کرده؛ اصرار و ابرام در بحث، تنها در صورتی که بحث در حال پیشرفت باشد مطلوب است، اگر نه تاکید و تکرار استدلال ها و شواهد چندگانه، اگر به دلیل تعصب طرف بحث مورد نیاز باشد، نهایتا هم بی نتیجه است و الحق “العاقل یکفیه الاشاره”.
آنچه نهایتا ممکن است در اختیار ما باشد، بیان است. فهمیدن، تدبر به دور از تعصب، و پذیرش، خارج از عهده ما است.